يك دانه چوب كبريت
شمع تولدم بود
مهمان من در اين جشن
تنها دل خودم بود
شايد به كارهايم
يا شعر من بخندي
كيك تولدم بود
يك تكه نان قندي
يك مورچه مرا ديد
يك ذره كيك هم خورد
يك ريزه كند و آن را
با خود به لانه اش برد
در راه هر كه را ديد
دعوت به جشن ما كرد
برگشت و چند مهمان
همراه با خود آورد
با اين كه دوستانش
خيلي زياد بودند
از كيك كوچك من
خوردند و شاد بودند
تولدم مبارك!!!.
بازم يك شهريور و باز هم يه سال گذشت...چندتا تولد ديگه برام مونده؟
يعني يه سال ديگه همچين وقتي هنوز هستم ؟
تولده امسالم خيلي باحال بود.خيلي سوپرايز شدم
.كسايي كه حتي فكرشم نميكردم اسمم يادشون باشه بهم تبريك گفتن.
الان كيك تولدم رو ميل كرديمو اومدم تا بنويسم از خودم.از خودم كه يه سال
بزرگتر شدم از خودم كه هرسال كه ميگذره ادم هاي دور و اطرافمو بهتر
ميشناسم.تو اين يك سال يك نفر رو كه سالها باهاش بودمو نشناختم.!،كسي كه از
دوران بچگي باهاش بودمو نفهميدم حتي واسش مهم نيستم روحالا شناختم.
تو اين يك سال متوجه ي كسايي شدم كه هميشه دوسم داشتنو نگرانم بودن و من
ازشون غافل بودم.....تنهايي خيلي ها رو پر كردم و به جاش خودمو از يكي
گرفتم.از يكي كه ميگفت با منه ولي نبود.
رو خيلي ها داد كشيدم.شايد دل كسي رو شكوندمو نفهميدم. شايد باعث گرفتن
دل كسي و شايد حتي اشك ريختنش شدمو نفهميدم.خلاصه بزرگتر شدنمو جدي
حس كردم! شب تولدمه و من تصمیم دارم تا اخر عمرم وقتي قولي ميدم تا دم مرگ
پاش بمونم و زيرش نزنم و اينكه جلوي نفس و هوسمو تا ميتونم بگيرم.هرچند
الان هم تقريبا همينطوره.
و در نهايت امسال كسي وارد زندگيم شد كه اگه از دستش بدم تا اخر عمر تنها
ميمونم.عزيزترين فرد زندگيمه.به معناي كامل كلمه ي آقاس. بخدا تا نداره.
امروز بهم هديه داد . يه هديه متفاوت
و دوست داشتنی.
خدايا خودمو خودش تا صد سال زنده باشيم!
